شنبه ۲۲ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۰:۲۷
کد خبر: 396679

در شرایط جنگی و بحران‌های کلان اجتماعی، نوعی سلسله‌مراتب نانوشته برای رنج شکل می‌گیرد. ما شروع می‌کنیم به مقایسه درد خودمان با دردهای عمیق‌تر و ناخودآگاه به این نتیجه می‌رسیم که رنج ما «به اندازه کافی بزرگ نیست» که مستحق توجه یا کمک باشد. این شرم، دیواری بلند میان فرد و منابع حمایتی می‌کشد و او را در سیاه‌چاله تنهایی فرو می‌برد.

وقتی فکر می‌کنیم رنج ما کافی نیست

به گزارش سلامت نیوز به نقل از خراسان،  روزهایی که التهاب و اخبار ناگوار، بخش جدایی‌ناپذیر از زیست روزمره ما می‌شود، جامعه با پدیده‌ای روبه‌رو می‌شود که شاید از خودِ جنگ ویرانگرتر باشد: «انجماد عاطفی» و «شرم از ابراز نیاز». در مقام یک روان‌شناس، در مراجعات و مشاهدات روزانه‌ام با افرادی مواجه می‌شوم که با وجود تحمل فشار روانی طاقت‌فرسا، وقتی صحبت از کمک گرفتن به میان می‌آید، عقب‌نشینی می‌کنند. آن‌ها می‌پرسند: «در حالی که دیگران خانه‌هایشان را از دست داده‌اند یا داغدار عزیزان‌شان هستند، من چطور می‌توانم از اضطراب یا فرسودگی خودم شکایت کنم؟» این دقیقاً همان نقطه‌ای است که «شرم از نیاز» متولد می‌شود. 




مقایسه‌ای که ما را از خودمان دور می‌کند


در شرایط جنگی و بحران‌های کلان اجتماعی، نوعی سلسله‌مراتب نانوشته برای رنج شکل می‌گیرد. ما شروع می‌کنیم به مقایسه درد خودمان با دردهای عمیق‌تر و ناخودآگاه به این نتیجه می‌رسیم که رنج ما «به اندازه کافی بزرگ نیست» که مستحق توجه یا کمک باشد. این شرم، دیواری بلند میان فرد و منابع حمایتی می‌کشد و او را در سیاه‌چاله تنهایی فرو می‌برد.


 انکار نیاز، آغاز فرسودگی پنهان


باید بدانیم که روان انسان در مواجهه با جنگ، لزوماً به صورت خطی و منطقی عمل نمی‌کند. تروما (ضربه روانی)، چه ناشی از تجربه مستقیم در جبهه‌های نبرد باشد و چه ناشی از اضطراب مداومِ ناشی از عدم قطعیت، می‌تواند ساختار دفاعی ما را در هم بشکند. وقتی ما به دلیل شرم، نیاز خود به همدلی، گفت وگو یا مداخله تخصصی را سرکوب می‌کنیم، در واقع در حال ذخیره کردن یک بمب ساعتی درونی هستیم. نادیده گرفتن این نیازها نه تنها قدرت تاب‌آوری ما را افزایش نمی‌دهد، بلکه منجر به فرسودگی روانی و از دست دادن توانایی برای کمک به دیگران می‌شود. 


کمک خواستن نشانه ضعف یا بلوغ روانی؟


نیاز به کمک، نشانه‌ ضعف یا خودخواهی نیست، بلکه اعترافی صادقانه به «انسان بودن» است. در شرایطی که جامعه تحت فشار است، سلامت روانِ تک‌تک اعضا، به مثابه ستون‌های یک بناست. اگر ستونی ترک بخورد و به بهانه این‌که «دیوار کناری کلاً فرو ریخته» از ترمیم آن خودداری کنیم، کل بنا در معرض سقوط قرار می‌گیرد. ما باید مفهوم «ایثار» را بازتعریف کنیم. ایثار واقعی در زمان جنگ، تنها ایستادگی در برابر دشمن بیرونی نیست، بلکه شفقت نسبت به خود و تلاش برای حفظ سلامت روان نیز هست تا بتوانیم برای خانواده و جامعه‌مان عنصر مفیدی باقی بمانیم. 


شکستن سکوت؛ اولین گام بازگشت به زندگی


شرم، ابزاری است که ما را منزوی می‌کند و انزوا، دشمنِ تاب‌آوری است. به عنوان یک روان شناس، به تمام کسانی که زیر بار سنگین این روزها، احساس خستگی می‌کنند اما زبان به شکوه نمی‌گشایند، باید بگویم: رنج شما معتبر است. نیاز شما به آرامش، به شنیده شدن و به کمک گرفتن، نه تنها خجالت‌آور نیست، بلکه اولین قدم برای بازگشت به زندگی است. ما برای عبور از این روزهای سخت، بیش از هر چیز به دستانی نیاز داریم که بدون شرم، دست‌های دیگر را بفشارند پس بیایید سکوتِ ناشی از شرم را بشکنیم. کمک گرفتن، نه یک اقدام لوکس، که یک «ضرورتِ دفاعی» برای بقای روح جمعی ماست.
در روزهایی که همه ما بیشتر از هر زمان دیگری به کمک نیاز داریم، پذیرفتن این نیاز نه تنها نشانه ضعف نیست، بلکه نمادی از شجاعت و آگاهی است. جامعه ایرانی با تاریخ طولانی همدلی و همراهی، بیش از هر زمان دیگری به بازگشت به همین ارزش‌ها نیاز دارد. کمک خواستن یعنی گشودن دری به سوی ارتباط، امید و تاب‌آوری و این همان چیزی است که ما را از دل بحران‌ها عبور می‌دهد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha